تبليغاتX
بازبه یادتو


بازبه یادتو

یاسریع الرضااغفرلمن لایملک الاالدعاء:امام علی علیه السلام

آقاجون می خوام بیام به پا بوست

«السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا»  

حرم، یک امنیت بی کران است. وقتی که عزم زیارت می کنی، با پای دل و با همه ی عشق به زیارت ستاره ی هشتم نائل می شوی.

زبانت به عطر سلام معطر می شود. اولین قدم را که بر می داری پای در دنیایی دیگر می گذاری، این جا با همه جا فرق می کند.

حرم، چون دریا بی کران است و چون اشک زلال. آب و هوای این سرزمین ملکوتی است. آبشاران امید، از چشمه ساران ضریح می جوشد و تا دل امیدوارت امتداد می یابد و تو، غرق در لحظه ها گام بر می داری. برای احترام، کفش از پا بر می کشی و پای از تعلقات بر می داری. این جا یک گام به منزل نزدیکتر شده ای .

جذبه ای تو را به سمت خود می کشاند، در این ازدحام جمعیت، کسی راه را برایت می گشاید، از خود بی خود می شوی.

دروازه ای به سویت می گشایند، در را می بوسی و باز هم به ذکر سلام معطر می شوی، اینجا بهشت است. گل بوسه ای بر ضریح حک می کنی. دلت حاجتش را گرفته است اما نمی خواهد از حرم دل بر دارد.

تمام جانت تمنای این را دارد که در این خلسه ی آسمانی بمانی و عاشقانه می سرایی: «السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا»

تو، در حج دل نیازمندت مولای غریب قریب را می خوانی و در آشیانه ی آل محمد(ص) بر فرزندش مهدی سلام می کنی و التماس می کنی که: «اللهم عجل لولیک الفرج» و دلت، بهاری ترین لحظات خود را می گذراند.

برای کبوتر دلت دانه ی عشق می پاشی و به او قول می دهی که هیچگاه آن را از ضریح دلباختگی جدا نکنی.

به امید آنکه آخرین زیارتت نباشد، از حرم خارج می شوی، اما دلت را در حریم جانان، جا گذاشته ای.

به یاد همه شما عزیزان خواهم بود واگر لایق باشم دعا گویتان ،  شما نیز دعایم کنید تا لایق شوم

نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 15:31 توسط مهسیما| |

Introduction by Gilad Atzmon
 
American and British corrupted politicians who are happy to take donations from Israeli Tycoons and other 'Friends of Israel' better start to understand once and for all what kind of Ideology they are aligning themselves with.
http://www.informat ionclearinghouse .info/article240 06.htm
 
===
 

Global Warfare
U.S. Military Operations in All Major Regions of the World

By Rick_Rozoff

Not only does one country account for the overwhelming plurality of world military expenditures, but that nation also has troops and bases on all six habitable continents (as well as a 54-year military mission in Antarctica, Operation Deep Freeze) and eleven aircraft carrier strike groups and six navy fleets that roam the world's oceans and seas at will. It is also expanding a global interceptor missile system on land, on sea, in the air and into space that will leave it invulnerable to retaliation.
http://www.informat ionclearinghouse .info/article240 02.htm===


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 19:17 توسط مهسیما| |

   خدا به شیطان گفت : لیلی را سجده کن . شیطان غرور داشت ، سجده نکرد .

  گفت من از آتشم و لیلی گِل است.

  خدا گفت :  سجده کن ، زیرا که من چنین می خواهم .  

 شیطان سجده نکرد . سرکشی کرد و رانده شد و کینه ی لیلی را به دل گرفت .

 شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو می کند و تا واپسین روز حیات ، فرصت

 خواست . خدا مهلتش داد . اما گفت نمی توانی ، هرگز نمی توانی . لیلی دردانه ی

 من است . قلبش چراغ من است و دستش در دست من.

 گمراهی اش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات .

 شیطان می داند لیلی همان است که از فرشته بالاتر می رود و می کوشد بال لیلی را

  زخمی کند . عمریست شیطان گرداگرد لیلی می گردد . دستهایش پر از حقارت و 

 وسوسه است . او بد نامی لیلی را می خواهد . بهانه ی بودنش تنها همین است .

 می خواهد قصه ی لیلی را به بیراهه کشد . نام لیلی رنج شیطان است . شیطان از 

 انتشار لیلی می ترسد . لیلی عشق است و شیطان از عشق واهمه دارد .

 

   ( برگزیده شده از کتاب لیلی نام تمام دختران زمین است )

نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 19:14 توسط مهسیما| |

kordan2.jpg
کردان به عارضه شیمیایی دچار بوده که این عارضه در وخیم شدن حال ایشان و ابتلای وی به سرطان خون و مشکلات ریوی موثر بوده است.وی در عین حال تاکید کرد که تایید نهایی ابتلای کردان به عارضه شیمیایی در دوران جنگ با مقامات رسمی است.
عصر ایران_ علی کردان وزیر سابق کشور ساعتی پیش در گذشت.

دکتر هاشمیان پزشک کردان در بیمارستان مسیح دانشوری با اعلام این خبر به خبرنگار عصرایران گفت: متاسفانه آقای کردان به دلیلی بیماری سرطان خون و مشکلات ریوی ساعت 18 امروز درگذشت.

وی با اشاره به اینکه پزشکان تمام تلاش های خود را برای نجات کردان انجام دادند تصریح کرد: چند بیماری همزمان آقای کردان از جمله سرطان خون و انفلوآنزای نوع آ باعث شد که تلاش های کادر پزشکی بی نتیجه بماند.

کردان از 2 هفته قبل در بیمارستان بستری بود. که بعد از تحمل یک دوره بیماری سخت، لحظاتی پیش دار فانی را وداع گفت.

همچنین یک منبع مطلع در بیمارستان مسیح دانشوری به خبرنگار عصرایران گفت: آقای کردان به عارضه شیمیایی دچار بوده که این عارضه در وخیم شدن حال ایشان و ابتلای وی به سرطان خون و مشکلات ریوی موثر بوده است.
وی در عین حال تاکید کرد که تایید نهایی ابتلای کردان به عارضه شیمیایی در دوران جنگ با مقامات رسمی است.

کردان در زمان حیات خویش ، سمت هایی مانند قائم مقامی صدا و سیما ، قائم مقامی وزارت نفت ، معاونت وزیر کار و وزارت کشور را عهده دار بود.

گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

www.niksalehi.com

نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 21:55 توسط مهسیما| |

واذان من الله ورسوله ال الناس یوم الحج الاکبر ان الله ابری من المشرکین

   و روسله فان تبتم فهو خیر لکم وان تولیتم فاعلموا انکم  غیر معجزی الله

   وبشر الذین کفروا بعذاب الیم (3)


    

   الم یعلوا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده ویاخذ الصدقات و ان الله هوالتواب

   الرحیم  (104)

 
  

   واذا ما انزلت سوره نظر بعضهم الی بعض هل یراکم من احد ثم انصرفو اصرف

   الله قلوبهم بانهم قوم لایفقهون (127)


 

                             ترجمه آیات

 

   بزرگترین روز حج خدا و رسولش به مردم اعلام می دارند که بعد از این از عهد

   مشرکین خدا و رسول بیزارند پس هرگاه مشرکان از شرک توبه کرده برایتان

   دردنیا و عقبی بس بهتر خواهد بود و اگر رو برگردانید  بدانید که شما بر قدرت

   خدا غالب نیاید و چنانچه ایمان نیاورده مژده عذاب

   دردناک به آن کافران برسان(3)

 

  

   آیا مومنان هنوز ندانسته اند که محققا خدا توبه بندگان را

 می پذیرد و خدا صدقه آنها را قبول می فرماید والبته  خدا بسیار

    از تائبان توبه پذیر و بر خلق مهربان است (104)

 

 

   و هرگاه سوره ای نازل شود بعضی از آنها به بعضی دیگر از راه تمسخر

   و انکار اشاره کرده و گویند آیا شما را کسی از مومنان دیده و شناخته یا نه

   آنگاه بر می گردند خدا دلهایشان را بر گرداند

   که مردمی بسیار بیشعور و نادانند (127)

 

 

   انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است

ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است

عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن

تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن!

انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند

ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است

تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند

روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است

ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است

دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد

لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند

لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند

یونانی: همه کس قوم و خویش آدم ثروتمند است

فارسی: پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند

عربی: «عشق» را نمی شود با پنهان کردن پنهان کرد

سوئدی: «مرگ» آخرین پزشک است

آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار

فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه

یونانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.

اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است

فارسی: صدقه، راه به خانه ی صاحبش می برد

لاتین: یگانگی هدف، دوستی ایجاد می کند

اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند

فارسی: «علم» از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن

طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم

فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی

اسلواکی: تا وقتی که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده

بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم

لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد

بلژیکی: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است

انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول

مثل ایتالیائی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو

مثل لاتینی : اندیشه ی گوینده از گفتارش مهم تر است

مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است

مثل مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند

ضرب المثل ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت

مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند

مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است


http://barai2o. blogsky.com/ 1386/04/11/ post-11 / منبع
 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 11:42 توسط مهسیما| |

طنز/ گسترش فمنیسم در ایران

حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دختره‌ء خير نديده! من تا نكشمت راحت نميشم! اصلا” اگه نكشمت خودم كشته ميشم!

زن: آقا ، حالا يه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده!

مرد: بلند خنديده؟! اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا ميخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصير توئه كه درست تربيتش نكردی. نخير نميشه. بايد بكشمش!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: آقا خدا سايهء شما رو هيچوقت از سر ما كم نكنه.

نيم قرن بعد ، سال 1280:

مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه!

يه بار كه مردی ديگه جرات نمی‌كنی از اين حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصير من بود كه گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده! حالا چی؟

زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گيره‌ها! شكر خورد. ديگه از اين شكرها نمی‌خوره. قول ميده!

مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من بايد بكشمت! تا نكشمت آروم نميشم! خودت بيای خودتو تسليم كنی بدون درد می‌كشمت!

زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرين. منو به جای اون بكشين!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگه داره.

يك قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1330:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم و شكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دخترهء چشم سفيد حالا می‌خوای بری دانشسرا؟! می‌خوای سر منو زير ننگ كنی؟ مردم از فردا نميگن آقا رضا غيرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شيكمتو سورفه (سفره) می‌كنم!

زن: آقا ، تو رو خدا خودتونو كنترل كنين. خدای نكرده يه وخ (وقت) سكته می‌كنين!

مرد: چی ميگی ززززززن؟! من اگه اينو امشب نكشم ديگه فردا نمی‌تونم جلوی اين فسادو بگيرم! يه دانشسرايی نشونت بدم كه خودت كيف كنی!

(بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده می‌شه و دختر گناهكارشو می بخشه!)

زن: آقا الهی صد سال سايه تون بالای سر ما باشه..


حوالی سال 1360:

فرياد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف تر ميرسه كه: بله؟! ميخواد بره سر كار؟! يعنی من ديگه انقدر بی غيرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بياره تو خونه؟! پس من اينجا هويجم؟! مگه اينكه برای اين بی آبرويی از روی نعش من رد بشی!

زن: حالا تو عصبانی نشو. اين بچه س نميفهمه. دوستاش يادش دادن اين حرفا رو! چند روز ديگه يادش ميره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه.


همين چند سال پيش ، سال 1380:

مرد: كجا؟! می‌خوای با تكپوش (از اين مانتو خيلی آستين كوتاها كه نيم متر هم پارچه نبردن و مثل جليقه نجات پستی بلندی پيدا می‌كنن!) و شلوارك (از اين شلوار خيلی برموداها!) بری بيرون؟! می‌كشمت! من ، تو رو ، می‌كشم!

زن: ای آقا ، خودتو ناراحت نكن بابا. الان ديگه همه همينطورين! (شما بخونيد اكثرا”)

مرد: من اينطوری نيستم! اين امروز كه اينجوری باشه لابد فردا ميخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگيره! دختر ، لااقل يه كم اون شلوارو پائين‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه ، نه ، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببنديش بهتره!

زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی!


دو سال بعد ، سال 1390:

مرد: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نميخوام زنم اين ريختی لباس بپوشه ، گفتی دورهء اين امل بازيها تموم شده ، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهريه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا ميگی بشينم توی خونه بچه داری كنم؟!

زن: عزيزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه تو ماهی چقدر حقوق ميگيری؟ تمام حقوقت هم كه برای كرايه تاكسی و خرج ناهارت و مهدكودك بچه و بنزين و جريمهء ماشين ميره! حالا اگه بشينی توی خونه و از بچه نگهداری كنی هم خرجمون كم ميشه هم بچه عقده ای نميشه! آفرين عزيزم. من دارم با دوستام ميرم باشگاه بولينگ! خدا سايه ت رو فعلا” رو سر ما نگه داره!


چند سال بعد ، سال 1400:

دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت ميگم ، ماشين بی ماشين! همين كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشينم می‌خوام. می‌خوای بری بيرون پياده برو!

زن: دخترم ، حالا بابات يه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره! آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت كدر می‌شه! اوه مامی ، باباتم قول می‌ده ديگه از اين حرفا نزنه!

(بالاخره با صحبتهای زن ، دختر خونه از خر شيطون پياده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)

زن: عزيزم خدا نگهت داره كه باباتو بخشيدی!


دو قرن بعد از اولين رويداد ، سال 1430:

زن: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودی! مثلا” بين دوستات به روشن فكری و عدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟ اينهمه سال ما زنها بچه دار شديم و به دنيا آورديمشون ، حالا با اين علم جديد و تكنولوژی پيشرفته چند وقتی هم شما مردها از اين كارا بكنين! اصلا” مگه نمی گفتی جد بزرگت هميشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟

مرد: پس لااقل بذار بيمارستان و جنس و اسم بچه رو خودم انتخاب كنم!

زن: ديگه پررو نشو هر چی هيچی بهت نميگم!

نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل از بيمارستان به خونه مياد زن با عشوه ميگه: مرد من ، يعنی سايهء تو تا به دنيا آوردن چند تا بچهء ديگه بالای سر ماست؟


آينده ای نه چندان دور ، سال 1450:

چند تا مرد دور همديگه نشستن و در حالی كه سبزی پاك ميكنن آهسته و در گوشی مشغول بحث هستن: آره… ميگن هدف اين جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست!

- حق با جمشيده… ببينين اين زنها چقدر از ما سوء استفاده ميكنن! تا وقتی خونهء بابامون هستيم كه بايد آشپزی و بچه داری و خياطی ياد بگيريم و توسری بخوريم! بعدشم بدون مشورت با ما زنمون ميدن و زنمون هم استثمارمون ميكنه!

- خدا كنه اين حركت به يه جايی برسه. ميگن وكيل اون مرده كه زير كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه رو تبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.
- آره… خب داشتم می گفتم… اسم اين جنبش سيبيليسمه و اعلاميه هاش هر شب ……..

در اين هنگام به علت ورود خانم يكی از مردها ، بحث به زياد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشيده ميشه!

زن: زود باشين تمومش كنين ديگه! چقدر فس ميزنين! اوی ، درست تميز كن! من نميدونم اين سايهء لعنتی شما تا كی ميخواد روی زندگی ما بمونه؟!

حوالی سال 1530 ه.ش:

راديوی سراسری ، موج تله پاتی (صدای يه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزيز را در جريان آخرين اخبار دنيا قرار ميدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس ، دقايقی قبل سايهء آخرين نمونهء بازمانده از جنس مرد از روی كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين موجود از گونهء مردها ، از اين پس نام و تصوير اين مخلوقات را فقط در وب پيج های تاريخی و باستان شناسی می توانيد رويت نماييد
. ساعت نه و پانزده دقيقه با خبرهای جديدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دينگ دينگ!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 15:55 توسط مهسیما| |

سلسلة جنى و علا للفتيات .. قصة الشهيدة بنت الهدى
[ رقية الدرويش ـ القطيف / بقلم: شبكة التوافق الأخبارية / مرات العرض: 0 ]

 

صدرت القصة الأولى من سلسلة جنى و علا للفتيات تحت عنوان "جنى و الغيمة اللطيفة"؛ تتناول قصة السيدة الشهيدة بنت الهدى.

السلسلة و كما جاء في غلافها الخلفي تهتم بإثراء الفتاة المسلمة من خلال حياة شخصيات إسلامية مؤثرة لتتماس معها روحا و فكرا و ووجدا فتتخذ منها قدوة تضيء لها الطريق.

القصة من إصدار دار المحجة البيضاء للعام 2008 و متوفرة حاليا في جناح الدار في معرض الأيام للكتاب في البحرين و هي من تأليف الكاتبة ألباب الخليفة و من رسوم فاطمة النمر.


 
تم بحمد لله افتتاح موقع


 


 

وبه خدمات البث المباشر


 

وايضا ألبوم الصور اي الجاليري للتحميل
 
والملفات


--
تحياتي لكم

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 17:33 توسط مهسیما| |

http://iraneshgh.info/join/?baghi 

میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' و 'ب ام و' جایی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن . 
خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، فر زندان من هستند و بهشت به همه فر زندان من تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت! برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!!! 
جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بفرمایید؟ 
جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟ 
شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! شب و روز برام نگذاشتن! تا روم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 17:13 توسط مهسیما| |

 
Israel's Worst Enemies Are Those Who Support its Policies: Chomsky:
 
It was not possible to carry out the military occupation this required and at the same time maintain elementary moral values. "The worst enemies of Israel were those supporting it. What they were in fact supporting was its moral degeneration and ultimate destruction, " said Chomsky.
http://snipurl. com/t28ik
 
===
 
Jewish "Settlers" Force Way Into East Jerusalem Home, Evict Arab Family (PHOTOS):
 
Jewish settlers forced their way into a disputed house in east Jerusalem on Tuesday, using hired guards to evict an elderly Palestinian woman and tossing the other residents' belongings into the rain-swept yard.
http://snipurl. com/t28jn
 
===
 
Obama is white power in black face, protesters say
 
Denouncing Barack Obama as "white power in black face," hundreds of African-Americans have marched on the White House to protest against the policies of the US president.
http://www.presstv. com/detail. aspx?id=110718§ionid=3510203
 
===
 
Ahmadinejad: 'West fears Iran's energy independence'
 
Iranian President Mahmoud Ahmadinejad says the Western powers are concerned about Tehran's steady progress in becoming energy independent rather than its alleged potential to build a nuclear bomb.
http://www.presstv. com/detail. aspx?id=110719§ionid=351020104
 
===
 
ElBaradei: Inspectors found nothing worrying in Iran
 
The International Atomic Energy Agency (IAEA) chief says that UN inspectors have found "nothing to be worried about" in Iran's latest nuclear facility.
http://www.presstv. com/detail. aspx?id=110546§ionid=351020104
 
===
 
Iran extends €300 million line of credit to Cuba
 
Iran has agreed to extend a 300-million- euro ($445 million) line of credit to Cuba to finance quick-return projects in the Latin American country.
http://www.presstv. com/detail. aspx?id=110665§ionid=351020102
 
===
 
Saudis continue attacks on northern Yemen
 
Saudi forces say they have launched a major attack on Houthi positions, leaving an unknown number of fighters dead in the northern parts of the country.
http://www.presstv. com/detail. aspx?id=110684§ionid=351020206
 
===
 
Houthis nab Saudi troops, as Riyadh vows more raids
 
While Houthi fighters say they have captured Saudi troops inside Yemeni territory, Riyadh vows to continue pounding the fighters' positions and border villages in northern Yemen.
http://www.presstv. com/detail. aspx?id=110669§ionid=351020206
 

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 18:49 توسط مهسیما| |


شيعه در نگاه وهابيان

اگر چه انشقاق شيعه و سني به تاريخ صدر اسلام و مسئله جانشيني پيامبر(ص) باز مي گردد، ولي ابن تيميه نيز در اين جريان نقش مهمي ايفا كرد (1328 و 1263ت). وي پيشگام جدليون سني بود و اعتقادات شيعي را به شيوه اي نظام مند و با شدت تمام مورد انتقاد قرار داد.


علماي وهابي با الهام از آثار "ابن تيميه" شيوه وي را در اهانت و توهين به شيعيان در پيش گرفتند. بواسطه تبعيت وهابيون از شيوه جدلي ابن تيميه، انشقاق و اختلاف مردم عربستان و بطور كلي مسلمين جهان عميق تر شد. در دهه 1950 و 1960 با تلاش علماي برجسته اهل تسنن و شيعه اختلاف شيعه و سني كمرنگ تر و در اين رابطه مجموعه نشست هايي در قاهره برگزار شد، در حالي كه علماي وهابي موضع گيري اهل سنت و شيعيان براي مصالحه و سازش را بشدت مورد حمله قرار دادند. برخي از علما، وهابيت را به عنوان عامل اصلي انشقاق و اختلاف در جامعه اسلامي بر مي شمارند. برخي ديگر اين فرقه را تهديدي براي اتحاد ملي عربستان و مسلمانان سراسر جهان مي دانند.


 


دكتر "محمد الباهي" انديشمند برجسته سني معتقد است وهابيت شكاف بين شيعه و سني را عميق نموده كه اين امر تأثير منفي موضع گيري وهابيون را برمي تاباند. "يان ريچارد" وهابيت را مانع و رادع اصلي همزيستي مسالمت آميز شيعه و سني برشمرده، "حميد عنايت" نيز وهابيت را بزرگ ترين چالش شيعيان از زمان صدر اسلام دانسته است. 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 15:55 توسط مهسیما| |


Design By : Night Skin